عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

317

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

مرصع به ياقوت و مرواريد و اسب نمد و چنين [ 1 ] جناغ آن همه مرصع بجواهر ، و چهار دست و پاى او نعل زرين بسته ، و صندوقهاى بسيار . پس اين همه هديها پيش عمرو بگذرانيد ، و صندوقها اندر سراى عمرو بنهادند ، و جعفر آن خلعت‌ها يگان يگان اندر عمرو همى پوشيد ، و هر دستى كه بپوشيدى ، دو ركعت نماز كردى و شكر آن بگذاردى . پس عهد ما وراء النهر پيش او بنهاد . عمرو گفت : « اين را چه خواهم كرد ؟ كه اين ولايت از دست اسماعيل بيرون نتوان كرد ( 168 ) مگر به صد هزار شمشير كشيده . جعفر گفت : « اين تو خواستى ، اكنون تو بهتر دانى ! » عمرو آن عهد بگرفت و بوسه داد و بر سر نهاد ، و پيش خويش بنهاد . و جعفر بيرون شد . پس عمرو بن الليث ، محمد بن بشر [ 2 ] و على بن شروين [ 3 ] و احمد دراز [ 4 ] را به راه آموى بر مقدمه پيش اسماعيل بن احمد فرستاد . و اسماعيل بن احمد براه‌زم از رود [ 5 ] بگذشت ، و پيش ايشان آمد و حرب كرد . احمد دراز بزينهار اسماعيل بن احمد رفت . و محمد بن بشر

--> [ ( 1 - ) ] اصل و ناظم چنين ؟ ب : حبين بدون نقاط ياء . ن و بار تولد : چنين . اما جناغ بر وزن الاغ دامنهء زين اسب باشد كه به عربى يون خوانند و تسمهء ركاب ، و نوعى از اسباب زايدهء زين كه براى زينت نقاشى كنند ( برهان 590 ) در لغت فرس اين بيت منجيك ترمذى نظير آن است : همه تفاخر آنها بجود و دانش بود * همه تفاخر اينها به غاشيه است و جناغ ( ص 236 ) . [ ( 2 - ) ] تاريخ بخارا : محمد بن الليث . تاريخ سيستان : محمد بن بشر . الكامل : محمد بن بشير . ابن خلكان : محمد بن بشر . طبقات ناصرى : محمد بن بشير . [ ( 3 - ) ] تاريخ بخارا 104 : على بن سروش ؟ در تاريخ سيستان هم اين نام مكررا على بن شروين است . [ ( 4 - ) ] ابن احمد غالبا همان شخص است كه در تاريخ سيستان مكررا احمد بن سمى آمده و يكى از افسران لشكرى عمرو ليث بود . [ ( 5 - ) ] هر دو : به راه رزم رود ؟ ن : مانند متن و در پاورقى گويد : زم شهر معروف بر سر راه جيحون ، كه طابعان برلين و تهران متوجه اين نكته نشده‌اند .